حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

67

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

7 . خواسته و ارادهء او بر همهء اراده‌ها و خواسته پيشى گرفت . وجود او پيش از عدم بود . و نام او پيش از پيدايش قلم بود . زيرا او پيش از همه مردم بود . ( هيچ چيز نبود ولى او بود ) . در زمين و آسمان كسى باارزش‌تر ، شريف‌تر ، شناخته‌تر ، منصف‌تر ( دادگرتر ) ، مهربان‌تر ، ترساتر ، و پرشورتر از او از دارندهء اين صفات نيست . او برترين آفريدگان است . نامش احمد ، لقب او بىمانند ( اوحد از واحد ، بىنظر ، يگانه ) . امر او استوارتر ، ذات او هويداتر ، صفت او باشكوه‌تر و ارادهء او يگانه‌تر است . 8 . شگفتا ! چقدر آشكارتر ، چقدر نمايان‌تر ، چقدر بزرگتر ، چقدر مشهورتر ، چقدر نورانىتر ، چقدر نيرومندتر و چقدر بيناترش كرد . پايدار بود . پيش از پديده‌ها و موجودات و كاينات و هستى مشهور بود . پايدار بود . پيش از پيش و بعد از بعد در جوهرها و رنگ‌ها نامش آمده بود . ذاتش پاك و پاكيزه ، سخن او نبوى ، دانش او آسمانى ، جملات او عربى ، قبلهء او نه شرقى و نه غربى است « 1 » . جنس او مردانه ، دلسوزى او مهربانانه ، مقام او امّى بود . 9 . چشم‌ها با اشارهء او بينا شدند . به واسطهء او رازها و نهان‌ها شناخته شد . سخن او حق است و برهان او را درست شمارد . حق او را آزاد كرد . او هم دليل بود و هم مدلول ( هم برهان بود و هم آورندهء برهان ) . او كسى است كه زنگار از سينه بيمار زدود . او كسى است كه كلام قديم ( خداوند ) را آورد كه نه محدث ( خلق شده ) نه نقل شده و نه متداول ( انجام شده ) است . او به حق پيوسته و از او جدا نيست . از حد انديشه بيرون است . او كسى است كه از پايان پايانها و از پايانىترين پايانها خبر داده است . 10 . حجاب ( ابر ) را كنار زد و به بيت الحرام اشاره كرد . او كامل و تمام است ، او بزرگوار و آزاده است . او كسى است كه به شكستن بت‌ها فرمان داد . او كسى است كه براى ( هدايت ) بشريت و اجسام ( يا اجرام آسمانى ) فرستاده شد . 11 . بر بالاى سرش ابرى ( بهم خورد ) و آذرخشى پيدا شد . و در زير پايش آذرخشى درخشيد . و تابيد ، باران باريد و ببار نشست . همهء علوم قطره‌اى از درياى اوست . همهء

--> ( 1 ) . نور ، آيهء 35 .